سيد على اكبر برقعى قمى

420

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

طبيبانى به كار طبابت و مداواى بيماران پرداختند كه چندان مايهء علمى نداشتند از اين روى از طرف خليفهء وقت ابراهيم بن سنان ( كه سرآمد اطبّاى عصر بود ) مأمور شد كه طبيبان را بيازمايد و هركدام كه براى شغل طبابت صلاحيت ندارد از كار بر كنار كند . ابراهيم از قبول آن سرباز زد . خليفه ابو سعيد يمامى را از بصره به بغداد احضار كرد و موضوع را با او در ميان گذاشت . ابو سعيد پذيرفت و در مدت شش ماه ايشان را بيازمود و به هشتصد طبيب اجازه داد كه به شغل طبابت ادامه دهند و ما بقىِ را از ادامهء كار ممنوع ساخت و خليفه از او بسيار خشنود گرديد و كار او را بستود و براى او ماهانه‌اى مقرّر داشت و از او خواست در بغداد بماند امّا او ترجيح داد كه همچنان در بصره اقامت كند و به بصره بازگشت و در سال 421 درگذشت . و از مصنفات اوست : شرح كتاب مسائل حنين و شرح فصول بقراط و كتاب امتحان الاطبّاء و كتاب معالجات و در اين كتاب ضابطهء معالجات امراض را موافق هر بلد و هر مزاج و هر سن به تفصيل نوشته است . يمان : بر وزن شهان نام ابو بشر يمان بن ابى يمان است و در بند جينى گذشت . « 1 » يمانى : منسوب است ( بر خلاف قياس ) به يمن كشور معروف و قياس آن يمنى است امّا جمعى بر خلاف قياس يمانى خوانده شده‌اند ، از جمله : ابو المعالى فضل ابن صالح علوى حسنى يمانى در شمار نحويان و در چهارصد و هشتاد و چند درگذشت و ابو الحسين يحيى ابن ابى الحسن ابن سالم عمران يمانى در طبقهء فقيهان شافعى يمن و كسى است كه از اقطار يمن براى استفاده از درسش حاضر شدند و در سال 558 درگذشت . « 2 » يمن : ( به ضمّ اوّل و سكون دوّم ) بر وزن جبن به معنى بركت ، فزونى نعمت ، نام جمعى است و ابو اليمن كنيت عبد الرحمن بن محمّد بن مجير الدّين عليمى حنبلى مقدّسى است در شمار اديبان و مورّخان و صاحب كتاب الانس الجليل فى تاريخ القدس الخليل و متوفّاى 927 . و ابو اليمن زيد بن حسن بن زيد بغدادى است در شمار اديبان و مقرئان . وى در هفت‌سالگى قرآن را حفظ كرد و در ده‌سالگى وجوه قرائات را فراگرفت و در صناعت اعراب بارع گرديد و در سال 613 درگذشت . يموت : بر وزن يهود يعنى مىميرد نام ابو عبد اللّه يموت بن مزرع بن موسى بن سيار عبدى بصرى است خواهرزادهء ابو عثمان جاحظ در شمار اعلام اديبان و شاگرد ابو عثمان مازنى و ابو حاتم سجستانى و خود در ادب و شعر استاد بود و هم شاعر زبردست و در سال 303 و يا 304 درگذشت و او را پسرى بود به نام مهلهل . او نيز از شاعران نيكوپرداز بود و در راهنمايى كه پدرانه به فرزندش كرده گفته است :

--> ( 1 ) - و نيز يمان بن رباب از بزرگان متكلّمان خوارج بود ، نخست به فرقهء ثعلبيّه و بعد به فرقهء بيهسيّه پيوست و از اوست : كتاب المخلوق و كتاب التوحيد و كتاب احكام المؤمنين و كتاب ردّ بر معتزله در قدر و كتاب اثبات امامت ابى بكر و كتاب الرد على حماد بن ابى حنيفه ( الفهرست / ابن نديم : 233 ) . ( 2 ) - و نيز يمانى عمر بن محمّد بن عبد الحكم مكنّى به ابو حفص در شمار زاهدان متصوّفه و از اوست : كتاب قيام الليل و التهجد ( الفهرست / ابن نديم : 235 ) .